
به عشق گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت...
به احساس گفتم: تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت...
به وفا گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت...
ولي وقتي به تنهايي گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم موندو هم دم و مونسم شد

بدترین درد این نیست که عشقت بمیره بدترین درد این نیست که به اونی که دوستش داری نرسی بدترین درد این نیست که عشقت بهت نارو بزنه بدترین درد اینم نیست که عاشق یکی باشی و اون ندونه بدترین درد اینه یکی بمیره بعد از مرگش بفهمی که دوست داشته.

من از قصه زندگی ام نمی ترسم
من از بی تو بودن به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم.
ای بهار زندگی ام
اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست
اکنون که باهایم توان راه رفتن ندارد
برگرد
باز هم به من ببخش احساس دوست داشتن جاودانه را
باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا
باز هم شانه هایت را مرحمی برایم قرار بده.
بگزار در آغوشت آرامش را به دست آورم
بدان که قلب من هم شکسته
بدان که روحم از همه دردها خسته شده.
این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه من را ترک خواهد کرد.
بس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام

نمي بخشمت .... بخاطر تمام خنده هايي که از صورتم گرفتي .... بخاطر
تمام غمهايي که بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي که
برايم شکستي .... .. بخاطر احساسي که برايم پرپر کردي ..... نمي
بخشمت .... بخاطر زخمي که بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمکي که بر
زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي که بر قلبم هک کردي.

یا تو زیباتر شدی ! ....
یا چشام بارونیه ! ..
این قفس بازه ولی....
قلب ِ من زندونیه..
ـ
من پشیمون میکنم جاده رو از رفتنت !
تو نباشی می پره عطرتم از پیرهنت...
ــ
میخـوام آروم شم!!
تـــــو نمی ذاری!
هر دو بی رحمن : عشق و بیزاری!
همه دنیامو زیرو رو کردم
تو رو شاید دیر آرزو کردم !
ــ
ـ
قدمای آخرو آهسته تر بردار !
واسه من کابوسه فکر ِ آخرین دیدار !
بغض ِ این آهنگ مارو تا کجاها بُرد!
شایدم تقدیرمو امشب به رحم آوُرد !
ـ
به تلافی ِ اونهمه تلخیم !
گله هاتم طعم ِ عسل شد!
غم معصومانه ی چشمات..
به تبسم ِ تازه بدل شد!
میشه با من هزار و یکسال..
به بهانه ی قصه بمونی!؟
همه مرثیه های سکوتم ..
به بهار ِتو باغ غزل شد......
نفس کشیدن ، دل سپردن ، مثل دریا ..... ماه من!!
از تو خوندن .. با تو موندن.. مقصد من.. راه من
همینه رویام.. آرزوهام.. سرگذشت آه من
نرفته برگرد که با تو شاید.. خدا گذشت از گناهِ من!
.
تو مثل بارون .. غمو آسون .. می بری از یاد من
با تو خوبن.. بی غروبن... خاطرات ِ شاد من
زارو خسته.. دلـشکسته .. بینوا فرهاد من!
مرغ ِآمـیـن! .. کی به شیرین .. می رسه فریاد من
خواهم امشب را که با غم سر کنم
دفتری با اشک چشمم تر کنم
نام آن دفتر نهم دیوان عشق
اشک را عنوان آن دفتر کنم

باز دلم گرفته گریم اختیاری نیست
آخه جز گریه منو کاری نیست
یه عمری از محبت بی نصیبم ای خدا
آخه من غریبم ای خدا
کو خوبی کدوم مهر ما که چیزی ندیدیم
از این دنیای شیرین فقط سختی کشیدیم
کدوم بخت کدوم شانس ما که شانسی نداریم
هی پشت سر هم همش بد میاریم
ما خون جگر خوردیم سوختیم وساختیم
به جرم زنده بودن همه هستی را باختیم.

چه زیباست بخاطر تو زیستن
وبرای تو ماندن و به پای تو مردن و به عشق تو سوختن
و چه تلخ وغم انگیز است دور از تو بودن
برای تو گریستن و به عشق و دنیای تو نرسیدن
ای کاش می دانستی بدون تو مرگ گواراترین زندگی است
بدون تو و به دور از دستهای مهربانت زندگی چه تلخ و ناشکیباست
ای کاش می دانستی مرز خواستن کجاست
و ای کاش می دیدی قلبی را که فقط برای تو می تپد
وقتی از غربت ایام دلم می گیرد
مرغ امید من از شدت غم می میرد
دل به رویای خوش خاطره ها می بندم
باز هم خاطره ها دست مرا می گیرد. 
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند.
لحظه ها خاطره اند...
زندگي شوق تمناي همين خاطره هاست
**********
اي كه از يار وفا مي طلبي يار كجاست؟
همه يارند ولي يار وفا دار كجاست ؟؟؟
**********
امروز را براي بيان عشق به عزيزانت غنيمت بشمار ، شايد فردا احساسي باشد، اما ... عزيزي نباشد!
**********
وقتي ناله هاي خرد شدنت زير پاي باران نواي دل انگيزي شد چه فرقي مي كند برگ سبز كدام درختي
**********
كاش كي ميشد بعضي ها كمي انسان بودند و چشمان كور خود را باز ميكردند و اگر شهامت داشتند دل انسانها را با شکستن دل ديگر انسانها مثلا شاد نميكردند
**********
خداوندا ! غرورم را شکستند ... پل سبز عبورم را شکستند .... چه بي رحمانه در پاييز غربت ... دل سنگ صبورم را شکستند ...
**********
قلبم محکوم شد به شکستن ... غرورم محکوم شد به شکستن ... احساسم محکوم شد به بازي گرفتن ... چشمانم محکوم شدند به باريدن ... اما عشقت محکوم شد که بماند در تکه تکه قلبم و قطره قطره ي جونم ...
**********
هرگاه دلت هوايم را کرد به اسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت مي تپند ...
**********
متين ترين كلمه "عشق" جذاب ترين كلمه "آشنايي" پاكترين كلمه "وجدان" تلخترين كلمه "جدايي" زشترين كلمه "خيانت" سخت ترين كلمه "تنهايي" بد ترين كلمه "بي وفايي ...

همه ي آرزوها تو يادداشت کن ... نه به خاطر اينکه خدا فراموشکاره ... يادداشت کن تا هميشه يادت بمونه همه ي اين چيزايي که داري , 1 روز آرزوت بوده
**********
روز اول پيش خود گفتم ديگرش هرگز نخواهم ديد ... روز دوم باز گفتم ليک با اندوه و با ترديد ... روز سوم هم گذشت اما بر سر پيمان خود بودم ... ظلمت زندان مرا مي کشت باز زندانبان خود بودم ... روزها رفتند و من ديگر خود نمي دانم کدامينم ... ان من سرسخت مغرورم يا من مغلوب ديرينم ... بگذرم گر از سر پيمان مي کشد اين غم ... دگر بارم مي نشينم شايد او ايد عاقبت روزي به ديدارم...
**********
پرسيد: پس به خاطر چي زنده هستي؟ با اينکه دلم فرياد مي زد "به خاطر تو" با يک بغض غمگين گفتم: به خاطر هيچ کس ازش پرسيدم: تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليکه اشک در چشمانش جمع شده بود گفت: به خاطر کسي که به خاطر هيچ، زنده است
**********
گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود
**********
هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت
عيب از من و توست ، عشق بي تقصير است!
**********
مي دوني فاصله بين انگشتات براي چيه؟ براي اينه كه يك نفر با انگشتاش اين جاي خالي رو پر كنه پس به دنبال دستي باش كه تا ابد دستتو بگيره
**********
سكوتم را به باران هديه كردم , تمام زندگي را گريه كردم , نبودي در فراق شانه هايت ، به هر خاكي رسيدم تكيه كردم.
